شوراي نگهبان
...
  • ارسال به دوستان
نام ارسال کننده :  
ایمیل ارسال کننده:
نام دریافت کننده :
ایمیل دریافت کننده :  
موضوع ایمیل :
کد تصویری :
 
1397/6/17 شنبهفقیه متین
یادمان عالم مجاهد و یار وفادار انقلاب مرحوم ‌آيت‌الله سيّدحسن طاهری خرم‌آبادی
محمّد   علی‌کرمی*

تولد و دوران‌ كودكي‌
آيت‌‌الله‌ سيّدحسن‌ طاهري‌ خرم‌آبادي‌ به روز یکم خرداد ماه‌ سال 1317 هجري‌ شمسي‌ در خرم‌آباد به‌ دنيا آمد. پدرش‌ مرحوم‌ حاج‌ سيّدحيدر طاهري‌ خرم‌آبادي‌ از شاگردان‌ شناخته شده‌ی مؤسس حوزه، مرحوم‌ آيت‌الله‌ العظمی حاج‌ شيخ‌ عبدالكريم‌ حائري‌ يزدي‌ و از دوستان‌ نزديك‌ حضرت‌ امام‌(ره‌) و آيت‌الله العظمی‌ گلپايگاني‌(ره‌) بود. مرحوم سیّدحیدر‌ پس‌ از سالها تحصيل‌ و بهره‌‌مندی‌ از محضر علمای‌ بزرگ‌ اصفهان‌، مشهد و قم‌ با درخواست‌ مردم‌ خرم‌‌آباد به‌ زادگاه‌ خود بازگشت‌ و تا آخر عمر به‌ رسیدگی و ساماندهی امور مردم‌ همّت‌ گماشت‌. آنچه که مرحوم‌ حاج‌ سيّدحيدر را از دیگران متمایز و مایه محبوبیت فراوانش در میان مردم بود همانا برخورداري‌ از حلم‌ و بردباري‌ و عدم‌ علاقه‌ به‌ زخارف‌ دنيا و ماديات‌ بود.
آقای طاهری خرم‌آبادی در مورد ویژگی‌های اخلاقی پدرش می‌گوید: «منزل پدرم محل رتق و فتق امور مردم و مراجعه عمومی نیز بود و مخصوصا عشایر با ایشان مراوده و مراجعه زیادی داشتند. از جمله خلقیات خوب و ارزنده مرحوم ابوی که به آن معروف بود حلم و بردباری بود و از زندگی دنیا و مال و ثروت هیچ بهره و نصیبی نداشت و تنها یک منزل بسیار ساده و معیوب داشت که سالها دیوار آن نمور بود و حتی گاهی فاضلاب و آب کوچه پشت منزل، از وسط اطاق جاری می‌شد و تا سالیان پس از فوت ایشان به همین وضع بود و تا آخر عمر اثاث‌البیت بسیار ساده و زندگی فقیرانه‌ای داشت.»[1]
آيت‌الله‌ سيّدحسن‌ طاهري‌ خرم‌‌آبادي که تنها فرزند خانواده بود، در 9 سالگی در حالیکه به پدر به شدت وابسته بود‌ به ناگاه او را از دست داد  و در همان اوان کودکی طعم تلخ یتیمی را چشید. مادر ایشان نيز كه‌ زني‌ پاكدامن‌ و از خاندان‌ اشعريون‌ قم‌ بود، در حدود سال‌ 1360 شمسي‌ دار فاني‌ را وداع‌ گفت‌.
دوران‌ تحصيل‌ در خرم آباد
آيت‌ا‌لله‌ طاهري‌ خرم‌‌آبادي‌ تحصيلات‌ خود را در يكي‌ از دبستان‌هاي‌ خرم‌‌آباد آغاز كرد. ایشان نقل می‌کنند: «من‌ اصرار داشتم‌ كه‌ با لباس‌ روحاني‌ به‌ مدرسه‌ بروم و فامیل‌های ما هم همین انتظار را داشتند ولی رئیس فرهنگ و بعضی از آموزگاران جدیدی که به مدرسه می‌آمدند و برای آنها این موضوع تازگی داشت شدیداً مخالفت می‌نمودند. در این میان عمویم (که بعد از رحلت پدر کفالت ایشان را بر عهده داشتند) در مقابل آنها می ایستاد و گاهی مجبور می‌شد خودش به مدرسه بیاید و با فردی که در این موضوع اصرار داشت مقابله کند و یا به اداره فرهنگ برود و با رئیس فرهنگ مذاکره نماید.»[2] وی با پايان‌ يافتن‌ دوره‌ ابتدايي‌، به‌ مدرسه‌ علميه‌‌ی كماليه‌ رفت‌ و طي‌ دو سال‌ جامع‌‌المقدمات‌ و سيوطي‌ را فرا گرفت‌.
 
ورود به قم و دیدار با امام(ره)
ایشان پس از حدود دو سال تحصیل در حوزه علمیه‌ی خرم‌آباد به‌ همراه‌ مادر خود، به‌ قم‌ عزيمت‌ كرد تا تحصيلات‌ حوزوي‌ خود را در ديار کریمه اهل بیت(ع) ادامه‌ دهد. آیت‌الله طاهری خرم‌آبادی از دیدار خود با امام(ره) در بدو ورود به قم اینچنین یاد می‌کنند: «از خاطره‌های شیرین روز اولی که به قم وارد شدم این بود که پس از ورود به قم و جای دادن بار سفر در انبار گاراژ جهت خواندن نماز و زیارت وارد صحن مطهر حضرت معصومه(س) شدیم و من در حالی که در کنار حوض صحن بزرگ مشغول وضو گرفتن بودم قیافه جذاب یک روحانی بزرگواری توجه مرا به خودش جلب نمود که در حال بازگشت از حرم بود و با یک دنیا طمأنینه و وقار از صحن خارج می‌شد. بی‌اختیار از یکی از آقایان طلاب که در کنار حوض بود، پرسیدم این آقا کیست؟ در جواب گفت: آقای حاج‌‌آقا روح‌الله‌ خميني‌ است. از همان دیدار نخست شیفته‌ی او شدم علاقه و محبت او در دلم قرار گرفت ولی خودم هم نمی‌دانستم که چرا به این آقا علاقه پیدا کردم. البته قبلاً نام او را از عمویم شنیده بودم ولی تا آن روز تطبیق  نمی‌کردم و به این نام نمی‌شناختم. بعدها به یادم آمد که در سفرهای زیارتی، مکرر این روحانی بزرگوار را در مدرسه فیضیه دیده بودم ولی نمی‌دانستم کیست.» [3]
تحصیل در حوزه علمیه قم
در همان‌ سال‌ اول‌ ورود به‌ قم‌، آن قسمتهایی از سیوطی را که باقی مانده بود به اضافه مغنی و حاشیه (از دروس مقدماتی حوزه) را فرا گرفت. دوستی و هم مباحثگی با آقای سیّداحمد مدعشی باعث گردید تا با آقای هاشمی رفسنجانی آشنا شده و هر دو به اتفاق، کتاب حاشیه ملاعبداله را نزد وی بگذرانند. آقای طاهری نحوه آشنایی خود با مرحوم هاشمی راچنین نقل می‌کند: «روزهای اول و دوم وردو به قم در مدرسه فیضیه ایستاده بودم که یک سیدی آمد پیش من و گفت، آیا حاضری با هم، هم مباحثه بشویم. گفتم حرفی نیست. ایشان آقای سیّداحمد مرعشی از بستگان آقای هاشمی رفسنجانی بود. خوب بعد از آن باید استادی پیدا می‌کردیم برای حاشیه ملاعبدالله. آقای مرعشی، آقای هاشمی رفسنجانی را معرفی کرد و ما دو نفری حاشیه را نزد ایشان خواندیم و این زمینه‌ای شد برای آشنایی من و آقای هاشمی رفسنجانی. خود ایشان آن موقع لمعه می‌خواند.» [4]
در سال‌ بعد معالم‌الاصول‌ و شرح‌ شمسيه‌ و در دو سال‌ بعد از آن‌، لمعه‌، قوانين‌ و مطوّل‌ را آموخت‌ و در سال‌ پنجم‌ رسائل‌ و مكاسب‌ شيخ‌ انصاري‌ را آغاز كرد. ظرف‌ سه‌ سال‌ آن‌ كتابها را به‌ همراه‌ جلد اول‌ كفايه‌ به‌ پايان‌ برد و جلد دوم‌ كفايه‌ را هم‌ زمان‌ با رفتن‌ به‌ درس‌ خارج‌ امام‌(ره‌) شروع‌ نمود. مقداري‌ از درس‌ خارج‌ قضا را در محضر آيت‌الله‌ العظمي‌ بروجردي‌ فرا گرفت. ایشان این برهه را چنین یاد می‌کند: «یک مدت کوتاهی هم درس آقای بروجردی رفتم، چون امتحان بر اساس درس ایشان بود. ولی درس آقای بروجردی به علت مشاغل و کهولت سن ایشان زیاد منظم نبود و همینطور شلوغی زیاد درس آقای بروجردی، برای افرادی مثل ما که ابتدای کارمان بود و می‌خواستیم درس بخوانیم چندان مفید نبود؛ لذا دیگر درس خارج من منحصر شد به درس حضرت امام(ره) و مقداری درس مرحوم حاج‌آقا مرتضی حائری تا هنگام تبعید امام(ره).» [5]
اساتید
آيت‌الله‌ طاهري‌ خرم‌‌آبادي‌ در دوره‌ی تحصيل‌ خود از محضر استادان‌ و عالمان‌ برجسته‌اي‌ كسب‌ فيض‌ نمود كه‌ حوزه‌هاي‌ علميه‌ خاطره‌ی مبارزات‌ و مجاهدت‌هاي‌ آنان‌ را هرگز از یاد نمی‌برد. وي‌ با ورود به‌ قم‌، حاشيه‌ ملاعبداله‌ را نزد آقاي‌ هاشمي‌ رفسنجاني‌ فرا گرفت‌. براي‌ تحصيل‌ معالم‌ الاصول‌ و مطول‌ به‌ نزد آیت‌الله شب‌ زنده‌دار رفت‌ و لمعه‌ را نزد مرحوم‌ حاج‌ آقا حسين‌ جزايري‌ از فضلاي‌ خرم‌آباد، آیت‌الله‌ باقري‌ كني‌ و آیت‌الله ستوده‌ خوانده و رسائل‌ شيخ‌ انصاري‌ را نزد حضرات آیات مكارم‌ شيرازي‌، شب‌زنده‌دار، مشكيني‌ و سبحاني‌ فرا گرفت‌ و براي‌ آموختن‌ مكاسب‌ محرمه‌ با آیت‌الله‌ سيدعلي‌ محقق‌ داماد (فرزند آیت‌الله العظمی سیّدمحمد محقق داماد) به‌ مباحثه‌ پرداخت‌. كتاب‌ بيع‌ را نيز نزد آيت‌الله‌ خزعلي‌ فرا گرفت‌. كفاية‌الاصول‌ را نيز در محضر مرحوم‌ آیت‎الله شيخ‌ عبدالجواد اصفهاني‌ (جبل‌ عاملي‌) و مرحوم‌ آیت‌الله سلطاني‌ طباطبايي‌ آموخت‌. براي‌ تحصيل‌ درس‌ خارج‌، به‌ درس‌ مرحوم‌ آيت‌الله‌ بروجردي‌ و حضرت‌ امام‌ خميني‌(ره) رفت‌. ايشان‌ در باره‌ ويژگي‌ علمي‌ امام‌(ره‌) مي‌فرمايد: «بحث‌ ايشان‌، شاگرد پرور بود و فكر را به‌ كار مي‌انداخت‌. تنها نقل‌ عبارت‌ ديگران‌ نبود. درس‌ ايشان‌ تفاوت‌ زيادي‌ داشت‌ با كل‌ درسهايي‌ كه‌ ما تا آن‌ موقع‌ در حوزه‌ ديده‌ بوديم‌. الان‌ هم‌ معتقدم‌ كه‌ نوشته‌هاي‌ فقهي‌ و اصولي‌ ايشان‌ قابل‌ طرح‌ و استفاده‌ و درخور دقت‌ است‌. البته‌ نمي‌خواهم‌ بگويم‌ كه‌ نظري‌ فوق‌ نظرات‌ ايشان‌ نيست‌. شاگردان‌ ايشان‌ همان‌ موقع‌ به‌ نظرات‌ ايشان‌ اشكال‌ مي‌گرفتند و خود ايشان‌ هم‌ مشوّق‌ بود؛ اما نظرات‌ ايشان‌ در همة‌ ابعاد به‌ قدري‌ عميق‌ و دقيق‌ است‌ كه‌ هميشه‌ قابل‌ طرح‌ و بحث‌ خواهد بود. از نظر علمي‌ مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ حضرت‌ امام(ره)‌ در ابعاد مختلف‌ فقهي‌، اصولي‌، فلسفي‌ و عرفاني‌ در عصر خويش‌ فقيه‌ و انديشمندي‌ استثنايي‌ بود. حضرت‌ امام‌(ره) از يك‌ نبوغ‌ و استعداد بالايي‌ برخوردار بود. بدون‌ هيچ‌ گونه‌ مبالغه‌اي‌ مي‌توانم‌ بگويم‌ بعد از معصومين‌(ع‌) حضرت‌ امام‌ يك‌ انسان‌ استثنايي‌ بود». [6]
آيت‌الله‌ طاهري‌ خرم‌ آبادي‌، پس‌ از تبعيد حضرت امام(ره)‌، در درس‌ حضرات آیات گلپايگاني‌، شيخ‌ مرتضي‌ حائري‌ و محقق داماد شركت‌ نمود و از محضر مرحوم‌ حاج‌ آقا حسن‌ فريد اراكي‌ بهره‌هاي‌ فراوان‌ برد.
در  فلسفه‌ نيز، ‌منظومه‌ حاج ملاهادي‌ سبزواري‌ را نزد شهید‌ آيت‌الله‌ حاج‌ آقا مصطفي‌ خميني‌ و آيت‌الله‌ اميني‌ آموخت‌. اشارات‌ و الهيات‌ شفا را نزد آيت‌الله‌ جوادي‌ آملي‌ و مقداري‌ از اسفار را نزد نابغه‌ی عصر‌ علامه‌ سیدمحمدحسین طباطبايي‌ فرا گرفت‌. بخشي‌ از اسفار را نيز در محضر آيت‌الله‌ شهيد مرتضی مطهري‌ گذراند.
ايشان‌ در دوره‌‌ی سطح‌ با حضرات آقايان‌ سيّداحمد مرعشي‌، سيّدعلي‌ محقق‌ داماد و عباسعلی عميد زنجاني‌ به‌ مباحثه‌ پرداخته و از هم‌ مباحثه‌اي‌هاي‌ دورة‌ تحصيل‌ درس‌ خارج‌، از آقايان‌ مؤمن‌، حسيني‌ كاشاني‌، رباني‌ املشي‌ و حاج‌ حسن‌ تهراني‌ نام‌ مي‌برند.
ارادت ویژه به چند استاد
آیت‌الله طاهری خرم آبادی در میان اساتید سطح خود بسیار شیفته و مجذوب اخلاق و رفتار استاد برجسته اخلاق یعنی مرحوم آیت‌الله حاج آقا حسین شب زنده‌دار بودند. از دیگر اساتیدی که رابطه خیلی خوبی با ایشان داشتند می‌توان از حضرات آیات باقری کنی، مهدوی کنی و مکارم شیرازی نام برد. در میان اساتید درس خارج خود به غیر از امام(ره) که ارادت ویژه و خاصی به ایشان داشت از دو استاد دیگر خود حضرات آیات محقق داماد و شیخ مرتضی حائری به نیکی یاد کرده و ابراز علاقه شدید می‌کنند. ایشان در این مورد می‌گوید: «به غیر از امام(ره) که ارادت ویژه‌ای به ایشان داشتم، دو بزرگواری که خیلی مورد علاقه‌ی بنده بودند، یکی مرحوم آقای داماد بود که خیلی بی‌تکلّف و عاری از تمام تشریفات بود و دیگری هم مرحوم آقای حائری به دلیل وضع زندگی و هم از نظر تقوا و سایر خصوصیاتی که در مرحوم حائری بود، ما به ایشان علاقه‎مند بودیم. مرحوم آقای داماد بیشتر از سایر علماء با امام(ره) مرتبط بود. آقای آسیدعلی آقای محقق آقازاده مرحوم آقای داماد نقل می‌کردند که حضرت امام(ره) گاهی مسائل خصوصی و شخصی خود را که با دیگران مطرح نمی‌کردند با مرحوم آقای داماد مطرح می‌کردند. [7]
رفیق صمیمی
آقای طاهری خرم‌آبادی از مرحوم شهید آیت‌الله ربانی املشی به عنوان صمیمی‌ترین دوست و فردی که با وی انس زیادی داشته است یاد کرده و می‌گوید: «با آقای ربانی املشی جدای از بحث و درس خیلی مأنوس بودیم. در مسائل انقلاب و مبارزه همیشه با هم بودیم و تا آخر هم چیزی از هم پنهان نداشتیم. بسیاری از امور شخصی و مسائل خیلی خصوصی من از ایشان نهان نبود. این ارتباط و انس به گونه‌ای بود که الآن هم بعضی از دوستان می‌گویند، وقتی شما را می بینیم به یاد مرحوم ربانی می‌افتیم. مرحوم آقای ربانی املشی بسیار مرد باتقوا و بی‌علاقه به مسائل دنیوی و مادی بود. نمی‌خواهم بگویم کاملاً بی علاقه، چون هرکس یک مقداری علاقه دارد، اما دلبستگی نداشت. دنبال مقام و ریاست و پول نبود، مگر در حد یک زندگی معمولی. در دوران انقلاب هم واقعا زحمت می‌کشید، زندان رفت، تبعید شد و بسیاری مسائل دیگر. از بی‌عدالتی و مسائل خلاف، بسیا رنج می‌برد.» [8]
آثار‌ علمي‌
آيت‌الله‌ طاهري‌ خرم‌‌آبادي‌، در سالهاي‌ متمادي‌ حضور در حوزه‌ علميه‌ قم‌، خدمات‌ علمي‌ و فرهنگي‌ شاياني‌ را به‌ اين‌ حوزة‌ سترگ‌ تقديم‌ داشته‌ است‌. وی سال‌ها به تدريس‌ ‌ خارج‌ فقه‌ و اصول‌ مشغول‌ بوده و طلاب‌ و فضلاي‌ بسياري‌ را به‌ جامعة‌ علمي‌ و فقهي‌ كشور ارزاني‌ داشته‌ است‌.
در كنار تدريس‌، از سالهاي‌ پيش‌ و پس از انقلاب‌‌، در نشريات‌ گوناگوني مانند معارف جعفری و پاسدار اسلام، مقاله‌هاي‌ جامع‌ علمي‌ و سياسي‌ خود را به‌ چاپ‌ رسانده‌ است‌ كه‌ برخي‌ از آنها به‌ صورت‌ كتاب‌ منتشر شده‌ است‌. برخي‌ از كتابهايي‌ كه‌ ايشان‌ تاكنون‌ به‌ رشته‌ تحرير درآورده‌، بدين‌ شرح‌ است‌:
1ـ رسالة‌ في‌ صله‌ الرحم‌ و قطعيتها
2ـ رسالة‌ في‌ مقدار المهر
3ـ مسألة‌ ولاية‌ الفقيه‌ في‌ كلام‌ الشيخ‌ الانصاري‌
4ـ اسلام‌ و مسائل‌ اجتماعي
5ـ ولايت‌ فقيه‌ و حاكميت‌ ملت‌
6ـ جهاد در قرآن‌
7ـ رساله‌ای‌ در عموم‌ حجيت‌ بينه‌
8- ردّ شبهات‌ وهابيه‌
9-‌ منابع‌ مالي‌ اسلام‌ در حكومت‌ اسلامي‌
10- كتاب‌ الخمس‌
11- ذبايح‌ اهل‌ كتاب‌
12- ولايت‌ الفقيه
و ....
فعاليت‌هاي‌ سياسي‌
آيت‌الله‌ طاهري‌ خرم‌‌آبادي‌ نيز، چون‌ ديگر عالمان‌ عصر خود‌ و به مانند پير و مراد و مقتداي‌ خويش‌، حضرت‌ امام‌ خميني‌(ره‌) حكومت‌ ننگين‌ پهلوي‌ و سكوت‌ در مقابل‌ ستمهاي‌ آن‌ را برنمي‌تابيد و روز و شب‌ را به‌ مبارزه‌ با آن‌ مي‌گذراند. سخنراني‌ها، نامه‌ها و اعلاميه‌ها، به‌ زندان‌ رفتن‌ها و شكنجه‌ شدن‌هاي‌ وي‌ نقش‌ مهمي‌ را در پيشبرد انقلاب‌ و پيروزي‌ آن‌ ايفا مي‌كرد كه‌ ذكر نمونه‌ها و شرح‌ آن‌، در اين‌ مختصر نمي‌گنجد.
در سال‌ 1341، شاه‌ و عوامل‌ آن‌، لوايح‌ ششگانه‌اي‌ را با ظاهر اصلاحات‌ و ايجاد رفاه‌ براي‌ مردم‌ تدوين‌ كردند و مي‌خواستند آن‌ را به‌ رفراندوم‌ بگذارند. امام‌(ره‌) كه‌ به‌ خوبي‌ از حيله‌ها و عوامفريبي‌هاي‌ شاه‌ اطلاع‌ داشت‌، مخالفت‌ خود را با لوايح‌ اعلام‌ نمود و به‌ آيت‌الله‌ طاهري‌ خرم‌‌آبادي‌ نيز دستور داد كه‌ به‌ خرم‌ آباد برود و مسائل‌ مطرح‌ شده‌ را با علما و مردم‌ آن‌ ديار در ميان‌ بگذارد. تلاش‌ آيت‌الله‌ طاهري‌ خرم‌ آبادي‌ در آن‌ روزگار براي‌ رساندن‌ پيام‌ امام‌(ره‌) و گرد هم‌ آوردن‌ علماي‌ خرم‌‌آباد و تصميم‌گيري‌ براي‌ مسائل‌ پيش‌ آمده‌، نقطة‌ عطفي‌ در مبارزات‌ ايشان‌ مي‌باشد. همچنين‌ ايشان‌ پس‌ از مدتي‌ به‌ قم‌ رفت‌ و گزارش‌ مذاكرات‌ علما و جريانهاي‌ پيش‌ آمده‌ در شهر را به‌ اطلاع‌ امام‌(ره‌) رساند.
وي‌ در اوايل‌ سال‌ 1342 به‌ منظور تبليغ‌ و در آستانه‌ ماه‌ محرم‌، تصميم‌ به‌ عزيمت‌ به‌ كاشان‌ گرفت‌ و آن‌ را با امام‌(ره‌) در ميان‌ گذاشت‌. امام‌(ره‌) موافقت‌ فرمودند و پيامهايي‌ براي‌ علماي‌ كاشان‌ با موضوعيت‌ جريانهاي‌ پيش‌ آمده‌ و ضرورت‌ مبارزه‌ با رژيم‌ شاه‌، دادند. وي‌ ضمن‌ رساندن‌ اين‌ پیامها، سخنرانيهاي‌ مهم‌ و افشاگرانه‌اي‌ را در ايام‌ ماه‌ محرم‌ انجام‌ داد كه‌ شور عجيبي‌ در مردم‌ كاشان‌ ايجاد كرد و ساواك‌ و عوامل‌ رژيم‌ پهلوي‌ را هراسناك‌ ساخت‌. همچنين‌ سخنراني‌ وي‌ پس‌ از حادثه‌ 15‌ خرداد در حرم‌ مطهر حضرت‌ معصومه‌(ع‌) در حمايت‌ از امام‌(ره‌) و محكوم‌ كردن‌ جنايات‌ رژيم‌، در كارنامه‌ مبارزاتي‌ او مي‌درخشد.
در طول‌ سالهاي‌ مبارزه‌، آيت‌الله‌ طاهري‌ خرم‌ آبادي‌، بارها و بارها مورد تعقيب‌ ساواك‌ قرار گرفت‌ و بارها تبعيد يا زنداني‌ شد. اما بينش‌ صحيح‌ وي‌ از انقلاب‌ و همچنين‌ اطاعت‌ محض‌ از امام‌(ره‌) و علاقة‌ وافر به‌ ايشان‌، تبعيد و زندان‌ و... را بر ايشان‌ هموار مي‌ساخت‌. ايشان‌ هدف‌ امام‌ خميني‌(ره‌) از نهضت‌ را اينگونه‌ بيان‌ مي‌كند: «از پاي‌ درآوردن‌ حكومت‌ سلطنتي‌ در حد ساقط‌ كردن‌ آن‌ و يا ضعيف‌ كردن‌ آن‌، به‌ عنوان‌ هدف‌ ميان‌ مدت‌ براي‌ همه‌ روشن‌ بود. اما هدف‌ نهايي‌ نمي‌خواهم‌ بگويم‌ براي‌ همه‌، ولي‌ براي‌ بسياري‌ از مبارزان‌ نيز مجهول‌ بود. به‌ هر حال‌ تا قبل‌ از مطرح‌ شدن‌ مباحث‌ ولايت‌ فقيه‌ حضرت‌ امام‌، بحثي‌ در مورد نظام‌ جايگزين‌ رژيم‌ شاهنشاهي‌ نشده‌ بود. مباحث‌ امام‌ افق‌ مبارزه‌ را وسيع‌تر كرد و يك‌ هدف‌ مشخص‌ و روشن‌ را براي‌ نهضت‌ ترسيم‌ كرد و آن‌، حكومت‌ اسلامي‌ و مسأله‌ ولايت‌ فقيه‌ بود». [9]
آيت‌الله‌ طاهري‌ خرم‌‌آبادي‌، در حدود سال‌ 1356 به‌ عضويت‌ رسمي‌ جامعه‌ مدرسين‌ حوزه‌ علميه‌ قم‌ درآمد، هر چند پيش‌ از آن‌ نيز در فعاليتهاي‌ مبارزاتي‌ با اعضاي‌ اين‌ مركز همكاري‌ داشت‌.
فعاليتهاي‌ سياسي‌ آيت‌الله‌ طاهري‌ خرم‌ آبادي‌ به‌ پيش‌ از انقلاب‌ محدود نيست‌. ايشان‌ پس‌ از پيروزي‌ شكوهمند انقلاب‌ اسلامي‌ نيز در مسؤوليتهاي‌ گوناگون‌ به‌ ايفاي‌ نقش‌ پرداختند و خدمات‌ ارزشمندي‌ را در عرصه‌هاي‌ گوناگون‌ به‌ انجام‌ رساندند. برخي‌ از فعاليتهاي‌ ايشان‌ پس‌ از پيروزي‌ انقلاب‌ بدين‌ شرح‌ است‌:
1ـ نماینده مردم استان لرستان در مجلس‌ خبرگان‌ تدوین قانون‌ اساسي‌
2ـ عضو جامعه‌ مدرسين‌ حوزه‌ علميه‌ قم‌
3ـ نمايندگي‌ امام(ره)‌ در امور حج‌
4ـ نمايندگي‌ امام(ره)‌ در سپاه‌
5ـ نمايندگي‌ حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری‌ در پاكستان‌
6ـ عضو مجلس‌ خبرگان‌ رهبري‌ و عضويت‌ در هيأت‌ رئيسه‌ی‌ آن‌
7ـ امامت‌ جمعه‌ موقت‌ تهران‌ با حكم‌ مقام‌ معظم‌ رهبري‌
8- عضویت در شورای نگهبان 1380-1378
9- ریاست مجمع فقهی شورای نگهبان با حکم مقام معظم رهبری
صلابت و شجاعت امام در برابر شاه
آیت‌الله طاهری در جریان مبارزات امام بر علیه شاه به تدریج مرید شجاعت و بی‌پروایی ایشان می شود: «ظهر روزى كه همه در منزل آقاى شريعتمدارى جمع بوديم، بعد از حادثه فيضيه، ناگهان خبر آوردند كه منزل امام را محاصره كرده‏اند و كوچه پر از مأمور است. چنين تصور مى‏شد كه نكند امام را گرفته باشند. آقاى شريعتمدارى براى اطلاع، از من خواست به آنجا بروم و جوياى آن جريان شوم. نزديك منزل امام كه رسيدم، همه رفته بودند. اجازه ورود گرفتم و وارد منزل شدم. امام همراه با مرحوم لواسانى بر سر سفره مختصرى مشغول صرف ناهار بودند؛ با چهره‏اى بشاش و متبسم. به ايشان گفتم: «آقايان متأثر و نگران شدند كه نكند اين مأمورين براى دستگيرى شما آمده باشند.» امام فرمودند: «من منتظرم، اى كاش اينها مرا بگيرند، آن وقت خيلى از كارها درست مى‏شود!»(10)
مظلومیت شهید مطهری
آیت‌الله طاهری خرم‌آبادی درباره‌ی برخی وقایع تأسف‌باری که در مسیر مبارزه و نهضت امام(ره) مخصوصاً در سالهای منتهی به پیروزی انقلاب و به ویژه جفاها و نامردی‌هایی که در حق استاد شهید مرتضی مطهری در بحبوهه‌ی مبارزات، روا می‌شد، در خاطراتش می‌گوید: «در حدود سال ۵۴، رژیم به حرکت برخی از طلاب در مدرسه فیضیه، بر چسب مارکسیست اسلامی زد. برخی از علما و روحانیون به این نتیجه رسیده بودند که در شرایط کنونی، ضرورت ایجاب می‌کند که با فعالیت‌های فرهنگی، من جمله انتشار نشریه، از رسوخ این ذهنیت که روحانیون و گروه های چپ همسو هستند، جلوگیری شود. از جمله کسانی که در این مورد بسیار حساس بودند، استاد شهید مطهری بود. بعضی‌ها در آن مقطع، حساسیت ایشان را نداشتند و یا دغدغه‌های ایشان را آن گونه که باید درک نمی‌کردند، یعنی به رغم اینکه می‌دانستند کسانی هستند که با تز «اسلام منهای روحانیت» موافق هستند، اما مواجهه با این‌ها را صلاح نمی‌دانستند. آیت‌الله مطهری معتقد بود که با جدیّت و از همین حالا باید راهمان را از آن‌ها جدا کنیم.
بعد از بحث و گفتگوهایی که در این مورد صورت گرفت، آقایان به این نتیجه رسیدند که از امام نظر خواهی کنند و بنده هم از طرف آن‌ها مأمور شدم که این کار را انجام بدهم، لذا نامه ای به محضر امام نوشتم و در آن، این دو نظریه را بی کم و کاست مطرح کردم و گفتم نظر آقای مطهری این است و نظر بعضی از آقایان دیگر نیز این است. نامه را هم به سختی و توسط مسافری مطمئن به نجف فرستادم. امام در جواب نامه، مطالبی را یادآوری و در یکی از فرازهای آن، با اشاره به اختلاف آقایان با آقای مطهری، به صراحت گفتند که حق با آقای مطهری است و کسانی که شعار دین منهای روحانیت را می‌دهند، در واقع نه دین را می‌خواهند نه روحانیت را، منتهی چون به صراحت نمی‌توانند بگویند با دین مخالفند، سعی می‌کنند متولیان و مفسران اصیل آن را مورد هجمه قرار بدهند و در این حمله بعدی، اصل دیانت را هم از بین ببرند، چون وقتی تفسیر درستی از دین وجود نداشته باشد، هر سخنی را می‌توان به دین بست و در نهایت آن را استحاله کرد. این مسئله بسیار مهمی بود که امام در آن شرایط، به رغم همه دغدغه هایی که وجود داشت، حق را به آقای مطهری دادند.
مرحوم آقای مطهری به دلیل همین مخالفت‌ها، در یکی دو سال آخر نهضت به شدت مورد حمله و حتی بایکوت نیروهای به ظاهر مسلمان و انقلابی بود! خاطرم هست که در سال ۱۳۵۶ به خاطر بیماری فرزندم مجبور شدم به انگلستان بروم.
در همین ایام هم مرحوم علامه طباطبائی برای معالجه به منچستر تشریف آورده بودند و مرحوم آقای مطهری هم ایشان را همراهی می‌کردند. علت همراهی مرحوم مطهری با مرحوم علامه این بود که چون سخنان و پاسخ‌های مرحوم علامه، مجمل و در مواردی هم غامض بود، مرحوم آقای مطهری تلاش می‌کردند که این مطالب برای مخاطبین قابل فهم تر کنند و در واقع مطالب مرحوم علامه را شرح و بسط می‌دادند... من در آن روزها می‌دیدم که طرفداران مجاهدین خلق و دکتر شریعتی به دلیل مخالفت مرحوم آقای مطهری با افکار انحرافی و تند آن‌ها، نه تنها ایشان، بلکه مرحوم علامه طباطبائی را هم نفی و دیگران را از حضور در جلسات آن‌ها ممانعت می‌کردند. کار به جایی رسید که وقتی دانشجویان مذهبی قصد داشتند در دانشگاه منچستر برای آقای مطهری جلسه سخنرانی و پرسش و پاسخ تشکیل بدهند، مخالفین ایشان مانع شدند و نظرشان هم این بود که اگر آقای مطهری در این دانشگاه صحبت کند، برد تبلیغاتی آن زیاد خواهد بود! بعدها خود آقای مطهری هم به من گفتند که این‌ها نگذاشتند جلسه سخنرانی من در دانشگاه برگزار شود. همین آقای(دکتر عبدالکریم) سروش هم که در آن زمان از آشنایان آقای مطهری بود، وقتی ایشان و مرحوم علامه به انگلستان رفتند، عمداً به آمریکا رفت! مرحوم مطهری می‌گفت ایشان رفت که ما او را نبینیم و با ما مواجه نشود!»(11)
باند مهدی هاشمی
جریان فعالیت های باند سیدمهدی هاشمی از نزدیکان آیت الله منتظری چه پیش از انقلاب و چه پس از آن، متأسفانه از مقاطع بسیار تلخ تاریخ انقلاب اسلامی است. موضوعی که نهایتاً از عوامل مهم در مقابل امام(ره) قرار گرفتن، قائم مقام رهبری وقت یعنی آیت‌الله منتظری شد و شد آنچه که نباید می‌شد. همین مسئله که در برخی از امور بسیار مهم سیاسی و نظامی کشور بحران هایی را به وجود آورده بود و سیدمهدی هاشمی به پشتوانه ی حمایت های بی چون و چرای آقای منتظری به تاخت و تاز مشغول بود به طوری که بسیاری از بزرگان انقلاب را بواسطه ی مسئولیت هایشان درگیر این موضوع نموده بود. آیت‌الله طاهری خرم‌آبادی که چندی نمایندگی امام(ره) در سپاه را بر عهده داشت از جمله‌ی این افراد بود. وی در مورد مهدی هاشمی و نوع سلوک آقای منتظری در قضیه او عنوان می‌دارد: «با آن  از شناخت نزدیک من از سید مهدی مربوط به بعد از انقلاب است. که طیف مهدی هاشمی در اصفهان تندروی‌های بسیار زیادی داشتند. این تندروی‌ها در درجه اول موجب اختلاف و جدائی بین مرحوم آقای خادمی و آقای طاهری اصفهانی شد. آقای خادمی از علمای شاخص اصفهان و در واقع در حد یک مرجع تقلید بود. ایشان مردی بسیار با فضیلت و معتقد به مبارزه بود و از همان روز اول نهضت به دیدن امام آمد و وکالت ایشان را در اصفهان به عهده داشت، شهریه ایشان را می‌پرداخت و در عین حال به جد در مقابل طرفداران کتاب «شهید جاوید» بود.
البته از آن طرف هم آقای طاهری اصفهانی در صف اول مبارزه قرار داشت و طیف مهدی هاشمی از طرفداران ایشان محسوب می‌شدند. این گروه موجب شدند که بین این دو چهره و طبعا جریانات و گروه های مرتبط با هر یک، اختلاف ایجاد شود. بعد از انقلاب، کمیته های اصفهان زیر نظر آقای خادمی بود و جریان سیدمهدی به شدت فشار می‌آورد که کمیته‌ها باید منحل بشوند. ائمه جمعه اصفهان هم که متأثر از آقای خادمی بودند با این پیشنهاد مخالفت می‌کردند.
خاطرم هست که در همان ایام از طرف امام به اتفاق آقای یزدی و آقای مهدوی کنی به اصفهان رفتیم که به اختلافات پایان بدهیم که در نهایت موفق به این کار نشدیم. در همان روزها بود که مهندس بحرینی، رئیس کمیته انقلاب، به دست همین تندروهای اصفهانی کشته شد. اما از زمانی که من نماینده امام در سپاه پاسداران شدم، شناخت بیشتری از سیدمهدی پیدا کردم. او رئیس نهضت‌های آزادی بخش بود. در آن زمان اطلاعات سپاه گزارش هایی درباره عملکرد سید مهدی به من می‌داد. ما با آقای منتظری ملاقات می‌کردیم و ایشان را در جریان فعالیت‌های این گروه قرار می‌دادیم.
البته متأسفانه آقای منتظری حرف‌های ما را قبول نمی‌کرد و در هیچ یک از جلساتی که با اعضای جامعه مدرسین با ایشان داشتیم و حتی جلساتی که افرادی مثل آقای مهدوی کنی و آقای جنتی با ایشان داشتند، قانع نمی‌شد و می‌گفت شناختی که من از سیدمهدی دارم، شما ندارید! این در حالی بود که امام از همان ابتدا نسبت به این طیف حساس بودند و اخبار مربوط به فعالیت‌های آن‌ها را پیگیر می‌شدند.» (کتاب ماه تاریخی – فرهنگی یادآور، ویژه‌ی چهارمین دهه‌ی انقلاب اسلامی، شماره چهارم و پنجم، آذر و زمستان 87/ بهار 88، صص 52-47، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران)
فقیه وارسته
آیت‌الله محمد مؤمن از یاران باسابقه امام(ره) و عضو فقهای شورای نگهبان در باب زندگی و زمانه و کارنامه‌ی مرحوم آیت‌الله طاهری خرم‌آبادی می‌گوید:
«از الطاف خدواند به بنده این بود که از زمانی که مرحوم آیت‌الله طاهری به قم مشرف شدند ـ شاید در سال ۱۳۳۰ ـ با ایشان آشنایی پیدا کردم. از همان ابتدای طلبگی در درس‌های مقدماتی در یکی از حجره‌های صحن مقدس شرکت می‌کردیم. در بعضی از درس‌ها هم بنده با ایشان استاد واحدی داشتیم. رفاقت و نزدیکی ما با هم از آن زمان تا هنگام درگذشت ایشان ادامه یافت.
مرحوم آیت‌الله طاهری هم که جزء فضلا و در زمره‌ی مدرسین ممتاز حوزه بودند از همان سال ۱۳۴۲ در منبرها و سخنرانی‌هایی که در شهرهای مختلف داشتند مردم را به وظایف خودشان در مقابل خلاف‌کاری‌ها و جنایات رژیم طاغوت راهنمایی می‌کردند.
مخالفت علنی علما با رژیم طاغوت باعث شد تا عده‌ی زیادی از آن‌ها تبعید شوند. از قم ۲۵ نفر تبعید شدند و از شهرستان‌های دیگر هم عده‌ای تبعید شدند. مثلاً رهبر معظم انقلاب که ساکن مشهد بودند تبعید شدند و آقای هاشمی رفسنجانی از تهران هم جزء تبعیدی‌ها و زندانی‌ها بود. این علما با هم در ارتباط بودند و در کارهایشان با هم هماهنگی می‌کردند. مرحوم آیت‌الله طاهری هم جزء این گروه بودند.
بعد از پیروزی انقلاب ما به قم برگشتیم. حضرت امام رحمه‌اله همچنان نهضت را رهبری می‌کردند و علما و مدرسین هم در نابودی رژیم طاغوت و تأسیس حکومت اسلامی به دست حضرت امام رحمه‌اله با ایشان همراهی کردند. حضرت آیت‌الله طاهری هم مثل دیگر مدرسین شایسته در این کارها شرکت داشتند. انقلاب پی‌ریزی شد و شورای انقلاب تأسیس شد. قانون اساسی تدوین شد. مجلس شورای اسلامی تأسیس شد و در تمام این امور حضرت آیت‌‍‌الله طاهری خرم‌آبادی شرکت داشت.
بعد از فوت حضرت امام (ره) آقای طاهری از طرف رهبر معظم انقلاب به عنوان امام جمعه‌ی موقت تهران و همچنین به عنوان یکی از فقهای شورای نگهبان منصوب شدند. بنده سال‌های متوالی با ایشان در جلسات شورای نگهبان همکاری می‌کردیم. ایشان یک فقیه وارسته و عضو برجسته‌ی شورا بودند. در زمانی هم که ایشان امام جمعه‌ی موقت تهران بودند خدمت رهبر معظم انقلاب رفتند و برنامه‌هایی را برای سامان پیدا کردن نماز جمعه ارائه دادند که رهبری هم تأیید نمودند.
در سال‌هایی که ایشان جزء فقهای شورای نگهبان بودند یک عارضه‌ای برای یکی از رگ‌های گردن‌شان پیش آمد که منجر به کسالت ایشان شد. این کسالت بیش از ده سال طول کشید. به همین دلیل به رهبری عرضه داشتند که چنین کسالتی دارند و انجام امور محوله برایشان مشکل است. به همین دلیل ایشان از امامت جمعه‌ی تهران و عضویت در شورای نگهبان کنار گذاشته شدند. البته کار دیگری از طرف رهبری به عهده‌ی ایشان گذاشته شد و آن پیگیری مجمع مشورتی فقهی در قم برای شورای نگهبان بود. این مجمع تأسیس شد و تا همین اواخر هم ریاست آن با ایشان بود. در این مجمع که عده‌ای از علما در آن حضور پیدا می‌کنند، مسائل فقهی مطرح می‌شود و شرکت‌کنندگان آموزش‌های لازم برای انجام وظایف فقهای شورای نگهبان را دریافت می‌کنند. از جمله ویژگی‌های آقای طاهری می‌توان به دقت نظر، اتقان و پیگیری مرتب راجع به مسائل علوم دینی اشاره کرد. ایشان بسیار علاقه داشتند که هم خود بیاموزند و هم به دیگران تعلیم و تدریس کنند. از کارهای بسیار ارزشمند مرحوم آیت‌اله طاهری بعد از پیروزی انقلاب این بود که مؤسسه‌ای در قم بنا نهادند به نام مؤسسه‌ی بقیت‌الله. طلابی که هفت یا هشت سال در حوزه آموزش دیده و داوطلب تحصیل در این مؤسسه هستند، به شرط برخورداری از سجایای اخلاقی و دینی می‌توانند در امتحان ورود به این مؤسسه شرکت کنند و در صورت قبولی، مشغول به تحصیل در این مؤسسه شوند. در این آموزش‌ها استادیاران قوی و برجسته‌ای حضور پیدا می‌کنند و سطح علمی این آموزش‌ها بالا است. این مؤسسه بیش از ۱۴ سال است که تاکنون فعالیت داشته و ثمرات پرباری داشته است. تعدادی از فضلای همین مؤسسه جزء افرادی بودند که در آزمون تعیین صلاحیت علمی داوطلبان مجلس خبرگان شرکت کردند و قبول شدند و در انتخابات رأی آوردند و هم‌اکنون عضو مجلس خبرگان رهبری هستند. این کار بزرگی بود که مرحوم آیت‌الله طاهری موفق به انجام آن شدند.»(12)
شورای نگهبان
پس از آنکه آیت‌الله ابوالقاسم خزعلی بعد از حدود 19 سال عضویت در شورای نگهبان در تاریخ 12 تیر 1378 از این نهاد استعفا دادند، مقام معظم رهبری در 12 مرداد همان سال طی حکمی آیت الله سیدحسن طاهری خرم آبادی را به جای ایشان به عنوان فقیه شورای نگهبان منصوب نمودند. در این حکم آمده است: « حضرات آیات و حجج اسلام آقای حاج سید حسن طاهری خرم آبادی و آقای حاج شیخ رضا استادی دامت افاضاتهما
از آنجا که حضرات آیات آقای حاج شیخ ابوالقاسم خزعلی و آقای حاج شیخ محمد امامی کاشانی پس از چند دوره‌ی با برکت عضویت در شورای محترم نگهبان، اکنون از عضویت آن شورای محترم کناره‌گیری کرده‌اند، اینجانب با تجلیل و تقدیر از ایشان و خدمات دوران بیست‌ساله‌ی این مأموریت، شما آقایان را به عضویت در شورای نگهبان که مرکز صیانت از احکام مقدس اسلام و قانون اساسی در قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی است، منصوب می‌کنم. امید است حضور آقایان باز هم بر غنا و کمال آن شورای محترم بیفزاید.»
گفتنی است آیت‌الله طاهری خرم‌آبادی در تیرماه 1380 و پس از حدود دو سال خدمت از عضویت در شورای نگهبان، استعفاء دادند.
مجمع مشورتی فقهی شورای نگهبان
هرچند که فقهای شورای نگهبان، در ابواب مختلف فقه، دارای درجه اجتهاد هستند،  برای افزایش غنای نظریات شورا از نظر دیگر فقها نیز بهره‌مند می‌شوند. در سال 1380 آیت‌الله جنتی دبیر شورای نگهبان در نامه‌ای به مقام معظم رهبری با اشاره به نیاز مبرم شورای نگهبان برای استفاده از نظرات فضلای برجسته حوزه علمیه قم در امور فقهی و ارتباط آنان با شورا، پیشنهاد تشکیل مجمع مشورتی شورای نگهبان در امور فقهی را داده بود. مقام معظم رهبری با این پیشنهاد موافقت کردند و  آیت‌الله  سیدحسن  طاهری خرم‌آبادی را در تیرماه همان سال به ریاست این مجمع منصوب کردند.
بعد از تشکیل این مجمع، اعضای آن به صورت مستمر اقدام به تشکیل جلسات هفتگی می‌کنند. در این جلسات فقهای عضو مجمع مشورتی، از طریق دبیرخانه شورای نگهبان از مصوبات مجلس مطلع می‌شوند و به بحث درباره ابعاد فقهی مصوبات می‌پردازند. بعد از جمع‌بندی نظرها، نتیجه آن به شورای نگهبان ارسال و در جلسات شورای نگهبان مطرح می‌شود. نظرات این مجمع در افزایش غنای نظرات شورای نگهبان تأثیر بسزایی داشته است و دارد. مجمع مشورتی فقهی علاوه بر ارائه نظر مشورتی درباره مصوبات مجلس، در زمینه استعلام‌های دیوان عدالت اداری نیز به شورای نگهبان ارائه نظر می‌‌کند.
پرونده‌های مطرح شده در دیوان عدالت اداری از طریق شورای نگهبان به این مجمع ارسال و ابعاد فقهی این پرونده‌ها بررسی می‌شود. این مجمع نظرهای فقهی خود را درباره موضوع مذکور به شورا ارسال می‌دارند و نهایتاً این شورای نگهبان است که نظر نهایی را در مورد پرونده‌های مطرح در دیوان عدالت اداری به دیوان ارسال می‌نماید.
کوچ ابدی
آيت‌الله‌ طاهري‌ خرم‌‌آبادي‌ پس از مدتهای طولانی رنج بیماری بالاخره در تاریخ 16 شهریور 1392 دعوت حق را لبیک گفت و به دیار باقی شتافت. مقام معظم رهبری در پیام تسلیتی به همین مناسبت فرمودند:«خبر درگذشت عالم مجاهد آیت‌الله آقای حاج سیّدحسن طاهری خرم‌آبادی رحمت‌الله علیه را که پس از دوران طولانی و بیماری رنجبار اتفاق افتاده است، با تأسف و تأثر دریافت کردم. این عالم بزرگوار که از آغاز نهضت امام بزرگوار در صفوف مبارزه قرار داشت،‌ در دوران پس از پیروزی نیز همواره دارای نقش اثرگذار بوده و در عرصه‌های گوناگون فکری و سیاسی و جهادی،‌ وفادارانه نقش آفرینی میکرد و تقوا و اخلاص همراه با هوشمندی و متانت از شاخصه‌های برجسته‌ی این روحانی مجاهد و مبارز بود. اینجانب تسلیت صمیمانه‌ی خود را به فرزندان و بازماندگان مکرّم و همه‌ی ارادتمندان و دوستان ایشان تقدیم میدارم و علو درجات ایشان را از خداوند متعال مسألت مینمایم. »(13)
روحش شاد و یادش گرامی باد.
---------------------------------------------------------
پاورقی
1-خاطرات آیت الله طاهری خرم آبادی ج1 ص26-25 – مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
2- همان ص 34 .
3- همان ص 37.
4-همان ص 39-38.
5-همان ص 40-39.
6- www.jameehmodarresin.org
7- خاطرات آیت‌الله طاهری خرم آبادی، ج 1، ص 41.
8- همان ص 43.
9- www.jameehmodarresin.org.
10- mobahesat.ir.
11- خاطرات آیت‌الله طاهری خرم آبادی ج 2 ص146-145- مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
12- farsi.khamenei.ir.
13- همان.
* پژوهشگر تاریخ
 
نسخه قابل چاپ

تـلفن گويـاي شـوراي نـگهبـان  :  66401012

پست الكتـرونيـكي : info@shora-gc.ir

i  n   f   o   @   s   h   o   r   a   -  g  c . i  r

دورنـگار: 66401012

نشاني: تهران - خيابان امام خميني (ره)- روبروي دانشگاه افسري امام علي (ع) -خيابان فلسطين جنوبي - نهاد شوراي نگهبان

بازديدها
تعداد بازديد کنندگان سايت: 28249388 بازدید سایت در امروز: 2200

© كليه حقوق اين سايت متعلق به شوراي نگهبان است.

.