به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شورای نگهبان، دکتر عباسعلی کدخدایی، عضو حقوقدان و رییس پژوهشکده شورای نگهبان در یادداشتی با عنوان «معاونت غرب در جنایتهای رژیم صهیونیستی و بحران مشروعیت نظم بینالمللی» که خبرگزاری میزان آن را منتشر کرده است، آشکار شدن کاستیهای اساسی نظم جهانی کنونی تحت رهبری غرب را درپی جنگ رژیم صهیونیستی علیه غزه تشریح کرد.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
یورش بیوقفه و مستمر رژیم صهیونیستی در طی بیش از یک سال گذشته در نوار غزه و همچنین محاصره زمینی، دریایی و هوایی این باریکه فلسطینی همراه با حمایت گسترده دیپلماتیک و تسلیحاتی غرب از این اقدامها، کاستیهای اساسی نظم جهانی کنونی تحت رهبری غرب را بیش از هر منازعه معاصر دیگری آشکار ساخته است.
بمبارانهای مستمر، جابهجایی اجباری هزاران شهروند، تخریب زیرساختهای حیاتی و محدودیت شدید در ورود کمکهای بشردوستانه، غزه را به صحنهای از کشتار و قحطی مبدل ساخته است.
بیمارستانها، مدرسهها، مراکز درمانی و حتی مسیرهای امدادرسانی بیهیچ توجیه نظامی هدف حمله نظامی قرار گرفتهاند که در کنار آن، آمار هولناک بیش از ۴۰ هزار کشته و بیش از ۱۰۰ هزار زخمی، که اکثر آنان را زنان و کودکان تشکیل دادهاند، عمق این جنایت را آشکار ساخته است.
رفتار رژیم صهیونیستی در غزه، چیزی جز اجرای عامدانه طرحی نیست که هدف آن، تحمیل حداکثری رنج و ویرانی بر مردم غیرنظامی است، تا آنجا که مقامهای این رژیم، بیپرده و صریح، بر لزوم ایجاد بحرانی انسانی تاکید کردهاند، بحرانی که غزه را به سرزمینی غیرقابل سکونت تبدیل سازد.
چنین اظهاراتی به منزله عادیسازی جنایتهایی مانند نسلکشی، مجازات جمعی و پاکسازی قومی است که همگی از مصادیق بارز جنایتهای جنگی و جنایت علیه بشریت به شمار میروند و بازتابی آشکار از ذهنیتی است که تروریسم را توجیه و استمرار میبخشد.
آنچه به همین اندازه تکاندهنده است، استانداردهای دوگانه آمریکا و دولتهای غربی در طی وقایع اخیر است.
دولتهایی که همواره در نخستین فرصت، دیگر کشورها را به نسلکشی، جنایتهای جنگی و جنایتهای علیه بشریت متهم میداشتند، این بار در مواجهه با چنین فجایعی آشکار، چشم بر تمام حقیقت بستند و با ارسال بیوقفه تسلیحات و مهمات نظامی، خود به شریک و حامی این کشتار بیرحمانه بدل گشتند.
در این میان آمریکا بهعنوان حامی اصلی رژیم صهیونیستی، نقشی کلیدی در استمرار و تشدید جنایتهای جنگی علیه فلسطینیها ایفا کرده است که کمکهای نظامی چند میلیارد دلاری به همراه وتوی قطعنامههای سازمان ملل که در پی توقف جنایتهای رژیم صهیونیستی بودهاند، نمونهای از همدستی این کشور در تداوم جنگ و کشتار انسانی در غزه بوده است.
حمایت گسترده آمریکا در سطح دیپلماتیک نیز به گونهای بوده که رژیم صهیونیستی را از هرگونه پاسخگویی در قبال جنایتهای خود مصون ساخته و این مهم، روایتگر بحران عمیقی است که نظم بینالمللی را به ورطه نابودی و نقطه بیبازگشت کشانده است.
نظم جهانی غربمحور اکنون بر اجرای گزینشی قواعد حقوق بینالملل استوار است و این قواعد تنها زمانی قابلیت اجرا خواهند یافت که کشورهای غربی آن را همسو با منافع خود دیده و خواستار اجرای آن باشند، از این رو، برخی بازیگران بینالمللی همواره از شمول اجرای قواعد بنیادینی همچون منع مجازات جمعی و نسلکشی مستثنا میمانند و در سایه بیکیفرمانی، از هرگونه مسئولیت بینالمللی میگریزند و به ادامه جنایتهای خود روی میآورند.
هرگاه نهادهای بینالمللی، بهویژه محاکم قضایی، کوشیدهاند تا این رویکرد را به چالش کشند، آمریکا و دولتهای غربی با اعمال فشار سیاسی و دیپلماتیک خود، تمام تلاش خود را برای مانعگذاری و انحراف در مسیر تحقیقات به کار گرفتهاند که نمونههای بارز این رویه را میتوان تحریم و مسدودسازی داراییهای مقامها و اشخاص مرتبط با دیوان بینالمللی کیفری توسط آمریکا به موجب تحقیقات دیوان راجع به جنایتهای جنگی نیروهای مسلح آمریکا در افغانستان و همچنین تحقیقات رسمی این نهاد درباره اتهام جنایتهای جنگی و جنایتهای علیه بشریت در سرزمینهای اشغالی فلسطین مشاهده کرد.
فرجام این روند، تبعیت و عقبنشینی نهادهای قضایی بینالمللی در برابر خواست و اراده دولتهای غربی است و در نتیجه چالشی اساسی در مسیر تحقق عدالت، برای جنایتهایی که توسط دولتهای غربی یا با تایید آنها رخ داده، رقم خورده است.
ساختار عدالت بینالمللی که در همسویی با نظم جهانی غربمحور بنا شده، اکنون بیش از هر زمان دیگری تناقض و ریاکاری دولتهای غربی را در برابر افکار عمومی داخلی و جهانی برملا ساخته و آنان را به ورطه انزوا کشانده است.
مشروعیت نظم جهانی کنونی، که همواره خود را داعیهدار صلح، امنیت و عدالت دانسته است، امروزه با چالشهایی عمیق مواجه شده است؛ مشروعیتی که پیشتر نیز با اقدامهای یکجانبه و مداخلات نظامی غیرقانونی آمریکا، زیر سوال رفته بود و به نقض آشکار اصول حقوق بینالملل و منشور سازمان ملل منجر شد و صلح و امنیت بینالملل را به مخاطره جدی انداخت.
حال مسئله فلسطین و حمایت بیقیدوشرط آمریکا و دیگر دولتهای غربی از جنایتهای رژیم صهیونیستی در غزه، در کنار ارسال تجهیزات نظامی و پیامدهای ویرانگر کاربرد آن، نشانگر انحراف از همه هنجارهای حقوقی در سطحی بیسابقه است؛ هنجارها و ارزشهای حقوقی که غرب همواره مدعی دفاع از آنها بوده است.
جهانیان امروز نظارهگر این نفاق آشکارند، نفاقی که میتواند به فروپاشی نظم جهانی کنونی بینجامد.
پیامدهای همدستی آمریکا و غرب در برابر نسلکشی، جنایتهای علیه بشریت و جنایتهای جنگی رژیم صهیونیستی، تنها به فروپاشی هنجارهای حقوق بینالملل ختم نمیشود، بلکه بهای سنگینی را بر جامعه بشری تحمیل خواهد کرد.
آنگاه که رژیم متخلف صهیونیست، خود را در سایه حمایت یک دولت متنفذ و عضو دائم شورای امنیت مصون از کیفر و مجازات میبیند، دیگر مرزی را برای تجاوز و جنایتهای خود نخواهد شناخت و راه پایان دادن به آن، اجرای قاطعانه ماده ۴۱ طرح پیشنویس مسئولیت بینالمللی دولت و متوقف ساختن حمایتهای بیچونوچرای نظامی و دیپلماتیک از رژیم صهیونیستی در نظام بینالمللی است.
بحران غزه و مسئله فلسطین، فراتر از هر مخاصمه مسلحانهای است؛ مسئلهای تاریخی است که ریشه در اشغالگری، تبعیض سیستماتیک و نقض حق تعیین سرنوشت ملت فلسطین دارد.
تحقق خواستههای اصیل و حقوق مشروع ملت فلسطین که بعضا در قطعنامههای شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل و نظریات دیوان بینالمللی دادگستری نیز تجلی یافته است، تنها منهج دستیابی به صلح و عدالت جهانی در عمل به تعهدات بینالمللی است.
انتهای پیام/